هنر اسلامی (معماری)
|
هنر اسلامي (معماري) |
|
در سال 622 ميلادي، حضرت محمد (ص) از مکه به مدينة النبي («شهر پيامبر» مدينه امروزي) هجرت کرد. عصر اسلام، نيز از تاريخ همين هجرت آغاز مي شود. |
■ معماري |
|
در نخستين سده هاي تاريخ اسلام، مرکز سياسي و فرهنگي دنياي اسلام، هلال خضيب (فلسطين، سوريه، عراق) يعني آن بوته جوشان شرق و غرب و سراسر پوشيده از بقاياي چشمگير فرهنگهاي باستاني بود که به يکي از سرچشمه هاي پيدايش و تکامل هنر اسلامي مبدل گرديد. سرزمينهاي پهناوري که به تصرف اعراف درآمده بود، تحت فرمان جانشيناني که از دمشق يا بغداد به آنجا اعزام مي شدند قرار گرفت – اين جانشينان سرانجام با تأسيس سلسله هايي در سرزمينها و ايالات مختلف – امويان در سوريه (661 – 749 ميلادي) و اسپانيا (756- 1031 ميلادي)، عباسيان در عراق (749 – 945 ميلادي)، فاطميان در مصر و تونس (909 – 1171 ميلادي) و جز اينها – به استقلال نسبي دست يافتند. با وجود احکام اکيد قرآن مبتني بر خودداري از تجمل پرستي و سوء استفاده از آزاديها، خليفه ها از غرق شدن در تجملات و خوشگذرانيهاي متناسب با قدرت و ثروتهاي کلانشان، ابايي نداشتند. اين دوگانگي نظري و عملي در دو شکل عمده معماري نخستين دوره استقرار اسلام يعني مسجدها و کاخها متجلي شده است. معماري مذهبي مسلمانان پيوند تنگاتنگي با عبادات روزانه ايشان که اجرايش به موجب دستورهاي قرآن براي همه مسلمانان واجب است، دارد. نماز به عنوان کاري خصوصي نه به مراسم مذهبي نياز دارد نه به مکاني خاص؛ فقط – قبله – به سوي مکه – در نماز خواندن اهميت دارد. ولي نماز نيز به اقدامي دست جمعي تبديل شد و نخستين جماعت مسلمانان، آيين ساده اي برايش مقرر کرد. اين جماعت هفته اي يک بار – احتمالاً در خانه پيامبر – گرد مي آمد. از مختصات خانه مزبور اين بود که دو ذوظل يا محوطه سرپوشيده در امتداد اضلاع جنوبي و شمالي اش ساخته بودند. اين ذوظلها از سقفهاي شاخ و برگي بر روي چند رديف تنه نخل ساخته شده بودند، ذوظل جنوبي، عريضتر بود و با دو رديف تنه نخل بر زير شاخ و برگهاي سقفش، جهت قبله را مشخص مي ساخت. در اين اجتماعات، امام يا پيشواي نيايش گروهي، روي سکويي به نام منبر در نزديکي ديوار قبله مي ايستد و خطبه را که هم يک وعظ است هم بر وفاداري امت به امام خويش دلالت دارد ايراد مي کند. بدين ترتيب، منبر با آنکه وظيفه ديني اش را انجام مي دهد، معرف قدرت اين جهاني است. نيازهاي اين آيين مذهبي را مسجد ستوندار که در منشأش همچنان اختلاف است ولي نمونه هاي اوليه اش را احتمالاً از روي خانه پيامبر در مدينه ساخته اند برآورده مي ساخت. مسلمانان به محض آنکه خود را در سرزمينهاي مفتوح مستقر ساختند، احتمالاً در اثر اشتياق به آفريدن نمادهاي مرئي قدرت خويش – به گونه اي که از لحاظ ابعاد و شکوه از آفريده هاي اسلاف غير مسلمان ايشان برتر باشند – دست اندرکار ساختن بناهايي به مقياس عظيم شدند، ولي عظمت ابعاد برخي از نخستين مساجد را مي توان چنين توضيح داد که هدف سازندگان آنها جاي دادن کل جمعيت يک شهر معين در هريک از آنها بوده است. |
|
318- مسجد بزرگ سامرا (المتوكل) سامرا، عراق – 848 – 852 ب م. 319 – نقشه ساختماني مسجد بزرگ سامرا (المتوكل) سامرا. |
|
مسجد بزرگ سامرا (المتوکل) در کنار رود دجله و شمال غربي بغداد (تصويرهاي 318 و 319) که در فاصله سالهاي 848 و 852 ميلادي ساخته شد ولي امروزه به صورت مخروبه درآمده است. بزرگترين مسجد در جهان اسلام است و 156×240 متر مربع مساحت دارد. نزديک به نيمي از مساحت چهل هزار متر مربعي آن با سقفهاي چوبي بر روي 464 پايه به صورت راهروهاي جناحي به گرد حياط بزرگ و روباز مرکزي پوشانده شده است و به ديوار قبله مشرف است، که براي نشان دادن اهميت آن بر تعداد راهروهاي جناحي اش افزوده اند. در مرکز ديوار قبله، يک فرونشستگي يا محراب ديده مي شود که در مساجد بعدي به صورت يک ويژگي ثابت درآمده است. منشأ، هدف و منظور از اين محراب همچنان از موضوعات مورد بحث است؛ اولگ گرابار مي گويد محراب در آغاز، احتمالاً به نشانه بزرگداشت يا احترام به جاي ايستادن پيامبر در خانه مدينه اش به هنگام امامت نمازگزاران بوده است. اگر محراب يک چنين نقش نماديني داشته باشد، عجيب است زيرا يکي از ويژگيهاي هنر اوليه اسلامي، اجتناب هماهنگ آن از به کار گرفتن نمادها است. از اين لحاظ، هنر اوليه اسلامي، تضاد چشمگيري يا هنر مسيحي سده هاي ميانه دارد، به بيان دقيق تر، اجتناب ازنماد پردازي مذهبي مي تواند بازتابي از نفي آگاهانه رسمها و آيينهاي مسيحي تلقي شود. در ضلع شمالي مسجد بزرگ سامرا مناره تنها و بزرگي ساخته شده است که آواي مؤذن از فراز آن مؤمنان را به نماز فرا مي خواند. با آنکه شکل اين مناره يادآور زيگوراتهاي باستاني بين النهرين است، سازنده اش طرح آن را احتمالاً نه از زيگوراتهاي ياد شده بلکه از گونه اي برج حلزوني در ايران ساساني که هدف از آن تاکنون بر کسي روشن نشده، الهام گرفته است. تعداد مناره هاي داراي قاعده مربع شکل و مشتق از برجهاي کليساهاي مسيحيت آغازين در خاور نزديک، به مراتب بيشتر است. ساختن مناره هاي استوانه اي، که الهامبخش مناره هاي باريک و هرمي شکل شدند و از مختصات مساجد بعدي به شمار مي روند، فقط در سده يازدهم رواج داشت. |
|
320 – نقشه مسجد كورذووا (قرطبه) ، اسپانيا ،سده هاي هشتم تا دهم ميلادي 321 – اندرون مسجد كورذووا |
|
شيوه معماري ستوندار اوليه اسلامي، همچنان که در مسجد سامرا ديده مي شود، به جز جهت ساختمان و محل ديوار قبله، درآميخته بود و کانون و جهت گيري معماري خاصي نداشت. از طرف ديگر، شيوه انعطاف پذيري بود که امکان توسعه بنا را با کمترين زحمت ممکن فراهم مي ساخت. عنصر اصلي آن پايه تنها به صورت ستون يا جرز بود که مي شد به دلخواه در هر جهت مطلوبي، بر تعدادش افزود، نمونه برجسته اي از انعطاف پذيري اين شيوه، مسجد کوذووا (تصويرهاي 320 و 321) است که ساختمانش در سال 784 آغاز شد و در سده هاي نهم و دهم بارها توسعه يافت. بخشهاي افزوده شده، از سبک اصلي و ترتيب قرار گرفتن ستونها و قوسها تبعيت مي کنند و معماران توانسته اند به وحدت سبک چشمگيري در سراسر اين بنا دست يابند. سي و شش جرز و 514 ستون اين مسجد به شيوه بي مانندي با قوسهاي دو رديفي پوشانده شده بودند و سقف چوبي آن را که امروزه به صورت طاقهاي متعدد درآمده است بر روي خود نگه مي داشتند. قوسهاي رديف پايين، نعل اسبي اند و اين شکل احتمالاً از معماري کهن خاور نزديک اقتباس شده و امروزه پيوند فشرده اي با معماري اسلامي پيدا کرده است. منظره کلي اين قوسها به بادبانهايي مي ماند که باد در درونشان افتاده باشد و ظاهراً کمک بزرگي به تأمين نور و هواي فضاي داخلي مسجد مي کنند. |
|
322 – محراب مسجد كورذووا 323 – گنبد مقابل محراب، مسجد كورذووا |
|
در نقاطي که معماران مي خواسته اند بر چيزي تأکيد کنند، مانند نقطه نزديک محراب (تصوير 312)، قوسها شديداً تزييني مي شوند و به صورت شکلهايي چند آويزه در مي آيند. آزمايشگريهاي اسلامي و ديگري که در دوره اوليه اسلام در زمينه شکل قوسها به عمل مي آمد به تکوين قوس نوک تيز انجاميده بود، که براي پوشاندن فضاهاي متغير – مانند ساختمانهاي گوتيک – مورد استفاده قرار نگرفت. سقف نخستين بناهاي اسلامي چوبين بود و انگيزه آزمايشگري در زمينه شکل قوسها نه ضرورت ساختماني بلکه اشتياق به آفريدن جلوه هاي غني و پرتنوع بود. همان اشتياق به جلوه تزييني، ظاهراً الهام بخش طرح گنبدي بود که محوطه جلوي محراب (تصوير 323) را مي پوشاند و يکي از چهار گنبدي است که براي تأکيد بر محور منتهي به محراب ساخته شد. در اينجا رگه هاي بزرگي که سطح نيمکره اي گنبد را به چنيدن بخش کوچکتر تقسيم مي کنند اساساً جنبه تزييني دارند. رگه ها پس از آميختن با قوس نوک تيز به دست معماران گوتيک در چند سده بعد به اجزاي بنيادي يک زبان معماري نوين و انقلابي مبدل گرديدند. |
|
312 – كليساي جامع عيد بشارت ، مسكو 1482 – 1490 ب م |
|
از کاخهاي اوليه صدر اسلام، فقط بقاياي پراکنده اي برجا مانده، که اهميت تاريخي محدودي دارند و عمدتاً براي تجسم شيوه زندگي اشراف مسلمان و پديد آوردن منظره اي از سبکهاي تزييني هنر دوره صدر اسلام در ذهن ما مفيد هستند. حتي هدف از ساختن اين نخستين کاخها کاملاً بر ما روشن نشده است. اين کاخها را هم در شهرها مي ساختند هم در دشتهاي گسترده اطراف روستاها، کاخهاي روستايي که بهتر از کاخهاي شهري مورد پژوهش قرار گرفته اند، ظاهراً کارکردي همچون ويلاهاي روميان داشته اند. عده اي مي گويند اين کاخها بازتابي از اشتياق مسلمانان به زندگي در صحرا هستند، ولي چنين تبييني بسيار ساده انديشانه است، ولي به احتمال زياد، بخشي از انگيزه ساختمان آنها گريز از شهرهاي طاعون زده بوده است. اما اين کاخهاي روستايي در حکم هسته هايي براي گسترش کشاورزي در سرزمينهاي مفتوح نيز بوده اند، همچنين، نماد اعمال حاکميت مسلمانان بر سرزمينهاي مفتوح و موروثي و وسيله اي براي اعلام ثروت نويافته صاحبانشان بوده اند. |
|
324 – نقشه ساختماني كاخ اخيضر، عراق ، اواخر سده هشتم ب .م 325 – كاخ اخيضر 318 – مسجد بزرگ سامرا (المتوكل) سامرا، عراق – 848 – 852 ب م. |
|
يکي از اين نخستين کاخهاي سالم مانده مسلمانان کاخ اُخيضر در عراق (تصويرهاي 324 و 325) که در نيمه دوم سده هشتم ساخته شده است. اين کاخ که احتمالاً بزرگترين کاخ اسلامي است، به صورت واحدي مستقل در درون يک حصار بندي مستحکم واقع شده است. ديوارهاي بلند و برج دار آن از بيرون، بيشتر به ديوارهاي مسجد بزرگ سامرا (تصوير 318) شباهت دارند. اين تشابه، بازتابي از انعطاف پذيري مختص نخستين بناهاي بزرگ اسلامي است، زيرا با تغييراتي نسبتاً جزيي، هريک از آنها را مي شد متناسب با هدف خاصي از نو به کار گرفت. از بيرون به ندرت مي شد تفاوتهاي موجود ميان يک مسجد کاخ، يا کاروانسرا را تشخيص داد؛ وجه مشترک اين بناها عموماً ظاهري عبوس و مستحکم بود که حکايت از نارسايي نظامي آنها مي کرد. ديوارهاي بلند را احتمالاً براي حفاظت در برابر قبايل چادرنشين غارتگر مي ساختند. ولي آنچه در نظر سازندگان ديوارها اهميت بيشتر داشت، تحقق پاره اي ملاحظات انتزاعي بودن است، مانند وعده دورافتادگي براي مسجد يا کاخ، خلوت براي امير يا شاهزاده و اثبات نمادين، حاکميت وي بر سرزمينهاي مفتوح جديد. |


















می گویند کسی که خود را بشناسد, همه مردم را شناخته است. اما من به شما می گویم,کسی که مردم را دوست بدارد, چیزی درباره خود خواهد فهمید.