هنر بیزانسی 3
|
هنر بيزانسي(بيزانس) | ||||||||||||
■ بيزانس | ||||||||||||
|
راوانا، شهري که در ايتاليا به عنوان پايتخت امپراتوري جانشين رم گرديده بود، پس از آنکه والي نشين ناميده شده و به سر پلي براي بيزانس در غرب ژرمني شده مبدل گرديده بود، سرانجام زير سلطه بيزانس خارج شد. تمثالهاي يوسني نيانوس و تئودورا در کليساي سان ويتاله که همچنان بر يکپارچگي امپراتوري دلالت مي کردند قدرت لازم براي يکپارچه نگه داشتن آن را نداشتند. ولي بخش شرقي امپراتوري تا هزار سال ديگر، محکم در دست جانشينان امپراتورها ماند و قسطنطنيه دژ پرشکوه تمدن بيزانس گرديد و از همانجا انوار نفوذ اين تمدن به سراسر جهان تابيدن گرفت. | ||||||||||||
|
301-آيا صوفيه، قسطنطنيه 532-537 ب.م 302-داخل آيا صوفيه ، سياه قلم چاپ سنگي اثر گاسپاره فوساتي، حدود 1850 ب م 303- طاقهاي ايا صوفيه 304-نقشه ساختماني (چپ) و برش عمودي (بالا) بناي اياصوفيه. (از روي طرحيهاي وان نيس و آنتونيدس) | ||||||||||||
|
.در زماني که حضور و وجود امپراتوري در راونا به شکلهاي نمادين در معماري و هنر نمايانده مي شد، در فاصله سالهاي 532 و 537 ميلادي کليساي پهناور سانتا صوفيا يا کليساي اياصوفيه [هاگيا صوفيا] به معني کليساي حکمت مقدس در قسطنطنيه به دست دو معمار به نامهاي آنتميوي ترالسي و ايسيدوروس ميلتوسي براي يوسني نيانوس ساخته مي شد. اين کليسا امروزه يکي از عالي ترين دستاوردهاي تاريخ معماري جهان به شمار مي رود (تصويرهاي 301 تا 304). ابعاد حيرت انگيز اين ساختمان، که در بناهاي غير فلزي نمي توان تصورش را کرد، توجه انسان را به خود جلب مي کند. ابعاد نقشه همکف آن 91× 72 متر، قطر گنبدش 31 متر و ارتفاع گنبدش از سطح زمين نزديک به 56 متر است. از لحاظ مقياس با ساختمانهايي که تاکنون در بررسي معماري روم پيش از مسيحيت و روم دوران مسيحيت ديديم – پانتئون، حمامهاي کاراکالا و باسيليکاي کنستانتين – رقابت مي کند. در نماي بيروني، گنبد عظيم آن بر کل بنا مسلط است؛ ولي اجزا و شکل بيروني آن پس از تکميلي بناي اوليه تاکنون شديداً دگرگون شده است – با افزودن ديوارهاي پشت بند عظيم بر طرح اصلي و چهار مناره رفيع ترکي پس از پيروزي عثمانيها در سال 1453 و تبديل اياصوفيه به يک مسجد اسلامي، اين بنادر سده بيستم از حالت يک بناي مذهبي درآمد و امروزه به صورت موزه در معرض ديد مردم سراسر جهان قرار دارد. | ||||||||||||
«در مرکز کليسا و در کنار نيمدايره هاي شرقي و غربي، چهار جرز عظيم سنگي برپا داشته شده که از رويشان قوسهاي بزرگي همانند کمان ايريس [الهه رنگين کمان در دين يوناني] برخاسته اند، که تعدادشان جمعاً چهارتاست؛ و اين قوسها همچنان بالاتر مي روند، کم کم از يکديگر جدا مي شوند ... و فضاهاي بين آنها با مهارت حيرت آوري پر شده است زيرا ديوارهاي منحني از دو طرف به قوسها مي رسند و چندان ادامه مي يابند تا برفراز آنها همگي يکي مي شوند ... قاعده گنبد، محکم بر قوسهاي بزرگ نهاده شده است ... و در بالا ، اين گنبد همچون آسماني روشن، سقف کليسا را مي پوشاند ... چه کسي مي تواند درباره عظمت معادن مرمري که به کف و سطح ديوارهاي رفيع کليسا انتقال يافته اند سخن بگويد؟ مرمر سبز روشن از کارسيتوس و سنگ رنگارنگ سرخ و سفيد، يا قرمز سير و نقره اي از فريگيا؛ سنگ سماق با نقاط گردپاشي شده درخشان، مرمر سبز زمردي از اسپارت و مرمري با رگه هاي خونرگ و سفيد مواج از ياسي [در روماني کنوني]؛ سنگ قرمز رگه رگه از ليديا و مرمر زعفران رنگ از کوههاي مورس و سنگ سلتي مانند شيري که بر سطحي سياه و براق ريخته باشند؛ به اضافه سنگ عقيق نما با ظاهري که گويي در ميانش ذرات طلا همچون ستاره هايي سوسو مي زنند، و مرمر سبز روشن از سرزمين اترکس، با سطحي از ذرات درخشان...»
| ||||||||||||
|
305-كليساهاي ديرهوسيوس لوكاس، فوسيس، يونان : كليساي كاتوليكون، حدود 1020 ب.م(چپ) .و كليساي تئوتوكوس ،حدود 1040 ب.م(راست) | ||||||||||||
|
| ||||||||||||
|
279 – طرح بازسازي شده نقشه كليساي مزار مقدس، اورشليم، حدود 345 ب م ( به تقليد از ك. ج كوتانت) | ||||||||||||
|
| ||||||||||||
|
280- جزيي از موزاييك طاقي آرامگاه پيروان دين روم، رم 250 -275 ب م | ||||||||||||
|
| ||||||||||||
|
304-نقشه ساختماني (چپ) و برش عمودي (بالا) بناي اياصوفيه. (از روي طرحيهاي وان نيس و آنتونيدس) | ||||||||||||
|
آنچه نخستين بازديد کنندگان اياصوفيه و بازديد کنندگان نسلهاي بعد را شگفت زده مي کرد نور دروني آن و تأثيرش بر روحيه آنها بود. چهل پنجره قاعده گنبد، اين تصور را در بيننده ايجاد مي کنند که گنبد مزبور بر همان نوري تکيه دارد که از ميان پنجره ها به درون مي تابد، به طوري که يکي از تماشاگران آن زمان در توصيف گنبد مزبور گفته است – به نظر مي رسد که اين گنبد با «زنجيري طلايي از آسمان» آويخته شده است. پروکوپيوس تاريخ دان روزگار يوسني نيانوس نوشت: «هرکس مي گويد که روشنايي داخل اين بنا از نور خورشيد تأمين نمي شود بلکه فراواني نور داخل اين زيارتگاه او را به اين تصور مي انازد که نور از منبعي در داخل آن تأمين مي شود». | ||||||||||||




می گویند کسی که خود را بشناسد, همه مردم را شناخته است. اما من به شما می گویم,کسی که مردم را دوست بدارد, چیزی درباره خود خواهد فهمید.