هنر رومی
|
روميان(امپراتوري پيشين«معماري و طرحهاي عمراني») | ||||
امپراتوري پيشين | ||||
|
وقتي اوکتاويانوس سزار پسر خواهرزاده و وارث يوليوس سزار نيروهاي آنتونيوس و کلئوپاترا را به سال 31 پيش از ميلاد در آکتيوم قلع و قمع کرد به جنگ داخلي طولاني و نود ساله اي که جمهوري روم را به لرزه درآورده بود پايان داد. اوکتاويانوس با آنکه خود را احيا کننده و حامي قانون اساسي و سنتهاي جمهوري روم مي دانست و چنين اعلام کرده بود، عملاً نخستين امپراتور روم شد و با قدرت تمام بر سراسر امپراتوري روم فرمانروايي کرد و لق افتخار آميز اوگستوس [= محترم] را از سناي خرسند دريافت کرد. صلحي که با آغاز امپراتوري اوگوستوس بر روم سايه افکند، پاکس رومانا [ دوره صلح و آرامش روم] ناميده مي شود، زيرا تا مدتي طولاني در اثر توجهات امپراتوران رومي، تا 150 سال بعد صلح و ظآرامش در دنياي رومي برقرار شد، که در تاريخ جهان بي سابقه است. اوگوستوس که تصميم گرفته بود حکومتي تزلزل ناپذير برپا دارد، فرماندهي ارتش و اداره امور مالي امپراتوري را شخصاً عهده دار شد و عمداً ساختمان جديد و با شکوه شهر رم را آغاز کرد تا چهره اي پرشکوه به واقعيت امپراتوري ببخشد. جانشينان اوگوستوس – کلاوديوس و نرون – در سده نخست ميلادي به سياست پرشکوه سازي ظاهراً مرئي امپراتوري با استفاده از معماري و هنر و انجام دادن يک رشته کارهاي عام المنفعه، گاهي به حد افراط، ادامه دادند. امپراتوري روم در سده دوم – دوران حکومت ترايانوس، هادريانوس و آنتونيتها – از هر زماني پهناور تر شد و به اوج قدرت خود رسيد (نمودلر 177) قدرت و نفوذ روم را در دنياي غرب رقيبي نبود، ولي قبايل جديد ژرمني پيوسته از مرزهاي شمالي و پارتيها و ايرانيان نوخاسته از مرزهاي شرقي، آن را زير فشار قرار مي دادند. اين فشارها در سده سوم شدت گرفتند و توأم يا زوال قدرت امپرتور در داخل امپراتوري از هم پاشيدگي استخوان بندي اقتصادي و اداري و آغاز هرج و مرج نظامي، امپراتوري را تقريباً تا نقطه سقوط رساندند. در سال 285 ميلادي، امپراتوري روم موقتاً احيا شد به دست آخرين امپراتور مسيحي نشده يعني ديوکلسين که تعقيب و کشتار وحشيانه فرقه اي از مسيحيان نيز در دوره حکومت وي به وقوع پيوست. به فاصله سپري شدن عمر يک نسل، پيروزي همين فرقه، نقطه عطفي در تاريخ جهان پديد آورد. | ||||
□ معماري و طرحهاي عمراني | ||||
|
طرحهاي بلند پروازانه امپرتوري در دوره امپراتوري پيشين، در معماري آن، البته چشمگيرتر از هر عرصه ديگري بازتاب يافته اند. شرايط نسبتاً ماندگار دوره صلح و آرامش روم، رومي کردن ايالتها را امکان پذير ساخت و شهرنشيني – برنامه ريزي و ساختمان شهرها - در اين روند، نقش اصلي را ايفا کرد. پيش از اين، رشد سريع جمعيت مخصوصاً جمعيت شهري را علت گريز مردم به ويلاهاي حومه شهرها ذکر کرديم. فشار جمعيت در خود شهر، ساختن خانه گل و گشاد و دهليز سرگشاده دار رومي – که لبريز از فضاي مسکوني – را از رواج انداخت. در شهر رم جمعيتي نزديک به يک ميليون نفر مي بايست در واحدها يا بلوکهاي چند طبقه آپارتماني جا داده مي شدند. چيزي نزديک به 90 درصد جمعيت شهر رم در 45000 بلوک آپارتماني – با حداکثر ارتفاع قانوني يعني در پنج طبقه (به بلندي 18 تا 21 متر) از نوع مذکور سکومت گزيده بودند. بيشتر جمعيت تقريباً پنجاه هزار نفري شهر اوستيا، بندرگاه شهر رم، در اينگونه خانه هاي آپارتماني جا داده شده بود. برخي از خانه هاي مزبور تا کف طبقه سوم، همچنان برجا مانده اند. بيشتر از اين خانه ها از آجر و برخي نيز از بتون ساخته شده بودند. طبقه همکف به مغازه ها اختصاص داده مي شد، آپارتمانها در بالاي مغازه ها ساخته مي شدند و هريک پلکان جداگانه اي داشته اند. بيشتر آپارتمانهاي آن روز، در مقايسه با آپارتمانهاي امروزي ما، بسيار جادارتر بودند و آپارتمانهاي دو طبقه گاهي تا دوازده اتاق داشتند. در نمونه بازسازي شده يک بلوک آپارتماني شهر اوستيا (تصوير 230) مي بينيم که بلوکهاي آپارتماني به گرد حياطي مرکزي ساخته مي شدند که با مناظري آراسته مي شد و گاه يک زيارتگاه کوچک نيز داشت. ظاهراً بيشتر آپارتمانها بالکن داشتند، که امروزه نيز از ويژگيهاي ثابت خانه هاي ايتالياست. فقط در آپارتمانهاي بسيار مجلل توالت خصوصي ساخته مي شد، ساکنان بقيه آپارتمانها از آبريزگاههاي مشترک يا عمومي در طبقه همکف استفاده مي کردند. در بلوکهاي آپارتماني حمام خصوصي نبود ولي حمامهاي عمومي در نقاط سهل الوصول شهر پراکنده بودند و به شبکه هاي گرمايش پيشرفته اي مجهز بودند که در خانه ها و آپارتمانهاي خصوصي اثري از آنها نبود. ( اين وضع در بخشهايي از ايتالياي امروزي، همچنان پابرجا مانده است). تراکم جمعيت در شهرها باعث افزايش بي وقفه کرايه خانه و روييدن خانه هاي سرهم بندي شده ارزان قيمت، در همه جا شد. کمبود مصالح غالباً با طراحي بد توأم مي شد – مثلاً پي ساختمان را نسبت به ارتفاع آن بسيار کوچک مي گرفتند و از فضاي محدود موجود در ساختمان مزبور نيز حداکثر استفاده ممکن را به عمل مي آورند. جووِنال شاعر، با طنزي تلخ درباره ساختمانهاي محقر و بدساخت شهر چنين گله مي کند: | ||||
«... ما ساکنان شهري هستيم که بيشتر ديوارها و سقفهايش توفال کوبي شده اند: چون صاحب خانه، ترکهاي ديوار کهنه را اين طوري وصله مي کند و به ساکنان خانه اجازه مي دهد تا در زير خرابه اي که بالاي سرشان آويخته است، با خيال راحت بخوابند.» | ||||
|
آسايش شهروند متوسط الحال و فقير روم باستان، تا اندازه اي بيش از آنچه بر ما دانسته است، به امکاناتي بستگي داشت که دولت در پايتخت، ايالتها و شهرها – تأمين مي کرد. دولت وظيفه توزيع مواد غذايي، تأمين آب، بهداشت، جاده و پل براي استفاده ميليوها انسان را برعهده داشت، مردم از خدمات حفاظتي نيروهاي پليس و آتش نشاني نيز برخوردار بودند. اداره اين خدمات در روزگار پرشکوه امپراتوري روم، در مقايسه با معيارهاي امروزي نيز کارآمد بود، البته با در نظر گرفتن محدوديتهاي ناشي از تکنولوژي و شبکه گسترش نيافته ارتباطات در آن روزگار، مسأله تأمين آب کافي براي جمعيت شهرهاي پر ازدحام، پس از مسأله توزيع مواد غذايي، در درجه دوم اهميت قرار داشت. روميان نخستين ملتي بودند که برنامه اي منظم براي گسترش شبکه هاي آبياري در کارهاي شهرسازي خويش داشتند. شهر رم در نخستين سالهاي سده چهارم پيش از ميلاد دست اندر کار ساختمان چندن آبگذر ميان دره اي براي خود شد و آبگذرهاي رومي يا ويرانه هاي آنها هنوز در بسياري از شهرهاي رومي، چه در ايتاليا و چه در ايالات آن، برجا مانده است. آب را از سرچشمه اش با استفاده از جريان نقل که مستلزم ساختن کانالهايي با شيب کاهش يابنده تدريجي، گاه به طول بيش از هفتاد و پنج کيلومتر بود تا شهر نهرکشي مي کردند و مي رساندند، اين کار، حتي با معيارهاي امروزي، از دستاوردهاي چشمگير مساحي و مهندسي به شمار مي رود. آبگذر ميان دره اي پون دوکار نزديک شهر نيم (تصوير 231) در فرانسه جنوبي، يکي از زيباترين و جالب ترين نمونه هاي مهارت روميان در کارهاي مهندسي است. عرض هر دهانه بزرگ به 25 متر مي رسد و از بلوکهاي سيمانکاري شده اي که هر کدام دو تن وزن دارد، ساخته شده است. | ||||
|
230-نمونه بازسازي شده يك بلوك آپارتماني، شهر اوستيا | ||||
|
آهنگ شتابان قوسهاي کوچک بالايي (محل انتقال کانال) که سه تا سه تا روي قوسهاي بزرگتر ساخته شده اند، گواهي است بر حس تشخيص زيبايي و کاربرد عملي آن توسط مهندس رومي. آبگذر تکميل شده، آب را پس از طي مسافتي در حدود 45 کيلومتر به شهر نيم مي رساند و روزانه نزديک به 100 گالن آب در اختيار هريک از ساکنان آن قرار مي داد. خدماتي از اين قبيل و ساختمانهاي عظيمي که براي تحقق آنها مورد استفاده قرار مي گرفتند ملتهاي گوناگوني را که در زير حاکميت روم قرار گرفته بودند متقاعد مي کرد که تن در دادن به قدرتي چنين کاردان و استفاده از مزاياي آن، از عواقب رومي شدن ايشان خواهد بود. | ||||
|
| ||||
|
232- نقشه شهر تيمگاد ، شمال افريقا ، پي ريزي حدود 100 ب م. | ||||
|
اگر ساختن آبگذر مي تواند ارزش احترام به رم را نشان دهد، ساختن يک شهر چه احترامي برخواهد انيگيخت! در تيمگاد (تاموگاديس) شمال آفريقا (تصوير 232)، در حدود سال 100 ميلادي، روميان شهري ساختند که تا انهدام نهايي اش توسط مورها در سده ششم ميلادي پا برجا مانده بود. اين شهر که – به فاصله 150 کيلومتري دريا و در امتداد يک جاده نظامي ساخته شده بود، اختصاصاً براي استقرار يک پادگان نظامي به منظور آرام نگه داشتن قبايل محلي در نظر گرفته شده بود؛ ولي اين نقش اوليه، بلافاصله دگرگون شد و دولت از صرف هيچ هزينه اي در جهت هرچه جالبتر کردن اين شهر کوچک ايالتي براي ساکنان محلي اش فروگذار نکرد. در اينجا آفريقاييها حضور جسماني امپراتوري روم را احساس مي کردند و اين شهر نيز نماينده اقتدار امپراتور و تمدن رم به شمار مي رفت. شهر تيمگاد مانند بسياري از ديگر سکونتگاههاي مستعمراتي، کليد سياست رومي سازي بود. نقشه اين شهر با دقتي بي مانند تهيه شده بود و طرحش بر نقشه اردوگاههاي نظامي روميان (دژ مستحکم يا کاستروم) استوار بود. شهر نمونه رومي در ايالاات به شکل يک مربع تقسيم شده به خانه هاي مساوي از طريق دو شاهراه يا شريان ارتباطي اصلي عمود بر هم ساخته مي شد، که محور شمالي – جنوبي آن را کاردو و محور شرقي – غربي اش را دکومانوس مي ناميدند، فوروم شهر نزديک محل تقاطع اين دو جاده قرار مي گرفت. محلات شهر به بلوکهاي چهارگوش تقسيم مي شدند و فوروم و ساختمانهاي همگاني مانند تئاتر، حمامها و کتابخانه در زمينهايي به مساحت چندين دروازه عظيم به درون شهر گشوده مي شدند و دور تا دور خيابانهاي شهر نيز ستون بندي شده بودند. اين شهر در حدود يکصد و بيست هزار متر مربع مساحت داشت و جمعيت دو هزار نفريش در آغاز ساختمان، سريعاً پس از تکميل آن به پانزده هزار نفر رسيد. نقشه کلي شهر، دگرواره اي از نقشه هيپوداموس بود ولي نظم و طبقه بندي دقيق تري داشت و بين فوروم آن با مرکز اصلي ترافيک نيز فاصله انداخته شده بود. اينکه ديده مي شود بيشتر اين سکونتگاههاي استعماري مطابق نقشه مشابهي طراحي مي شدند – چه در شمال آفريقا چه در خاور نزديک و چه در انگلستان – به گونه اي مشخص تر از هر ساختمان يا پروژه ساختماني، يکپارچگي و نيروي متمرکز امپراتوري روم را در اوج اقتداش بيان مي کند. | ||||
|
233- منظره هوايي و فضاي داخلي كالوسئومف رم 70 – 82 ب م 234- ديوار بيروني كولوسئوم بناهايي که در اقصي نقاط روم به شيوه رم برپا مي شدند، معادلهاي عظيمتري در خود شهر رم داشتند. وقتي تمام راهها عملاً به رم منتهي مي شدند، بناهاي مزبور نيز مي توانستند ايستگاههاي نمادين با شکوهي چون کلوسئوم (تصويرهاي 233، 234) براي خود پيدا کنند، که در نظر انسانهاي امروزي بيش از هر ساختمان ديگر مظهر رم به شمار مي رود. هويت اين بناي عظيم، در گذشته چنان با هويت رم و امپراتوري روم يکي شده بود که در يکي از کلمات قصار رايج در سده هاي ميانه گفته مي شد: تا زماني که کولوسئوم برپاست، رم برپا خواهد بود، وقتي کولوسئوم سقوط کند رم سقوط خواهد کرد؛ وقتي رم سقوط کند جهان سقوط خواهد کرد! 248- يروزي تيتوس، نقش برجسته از طاق تيتوس،مرمر، بلندي تقريباً 235cm. کولوسئوم را گاهي آمفي تئاتر فلاويوس نيز مي نامند زيرا ساختمان آن توسط وسپاسيانوس نخستين امپراتور از سلسله امپراتوران فلاوين آغاز شد. جانشين وي تيتوس که در ساختمان آن از اسيران استخدام شده در جنگهاي خود با يهوديان استفاده کرده بود، در سال 80 ميلادي، آن را به مردم اهدا کرد (ن.ک. تصوير 248). نوع ساختمان کولوسئوم از ابتکارات روميان است زيرا ايشان بودند که «تئاتر» [نيم دايره] را به «آمفي تئاتر» تبديل کردند، يعني دو تئاتر را به شکل يک فضاي بسته بيضي شکل يا ميدان ورزش، رودروي يکديگر قرار دادند. کولوسئوم رم بزرگترين کولوسئوم در نوع خويش است، ولي غالب شهرهاي بزرگ در روم باستان يک آمفي تئاتر يا نمايشخانه داشتند. از برخي کولوسئومها مانند کولوسئوم ورونا، امروزه نيز براي اجراي برنامه هاي تئاتري يا مسابقات استفاده مي شود. جنگهاي اسطوره اي ميان جانوران و انسانها، آن چنانکه در هنر بين النهرين ديديم، در اينجا تحققي خونين پيدا مي کنند. نمايشهاي فوق العاده توحش آميز به بهاي از دست رفتن جان هزاران انسان، از جمله مسيحيان، تمام مي شد و کولوسئوم هرگز نتوانسته است اين بدنامي را از خود بزدايد. امپراتوران بر سرايجاد تماشايي ترين منظره ها در اين ميدان با يکديگر رقابت مي کردند. در مراسم افتتاحيه کولوسئوم به سال 80 ميلادي ميدان را پر از آب کردند و يک جنگل دريايي کامل با بيش از سه هزار شرکت کننده، تکرار شد. ميدان بيضي شکل کولوسئوم (233) در ميان رديفهايي از نشستنگاههاي مارپيچ که گنجايش پنجاه هزار تماشاگر را داشتند قرار گرفته است. در زير بناي اين ساختمان شکبه پيچيده اي از راهروهاي شعاعي و متحدالمرکز با طاق بندي بتوني براي نگهداشتن نشستنگاههاي رديف رديف بالايي ساخته شده است. در آغاز، تيرهايي عمود بر لبه بالايي بنا براي نگهداري ريسمانهايي نصب شده بود که رويشان چادر مي انداختند و بدين ترتيب سايباني سراسري براي تماشاگران درست مي شد. زير زمينهاي واقع در زير ميدان، محل نگهداري قفسهاي جانوران، پادگان گلادياتورها و دستگاههاي برافراشتن و پايين آوردن تزيينات صحنه و انسانها و جانوران ستيزنده بود. در اينجا نوآوريهاي فني بيشماري به کار بسته شده بود، مانند استفاده از طناب و قرقره بالابر براي آنکه جانوران گرسنه را در يک آن از دخمه تاريک به فضاي روشن ميدان بکشانند. خلاقيت روميان را در تقسيم بندي فضاي معماري به طوري که درخور کاربردي بغرنج شود، حتي مي توان از نماي بيروني کولوسئوم مشاهده کرد: يعني طاق بنديهاي ورودي – خروجي که امکان عبور و مرور سهل و سريع تماشاگران و تخليه فضاي دروني بنا را فراهم مي آورده است. رابطه اين راههاي ورودي – خروجي با جرزهاي نشستنگاههاي دروني به دقت محاسبه شده بود و در واقع، بازتابي از آن را مي توان در استاديوم فوتبال امروزي مشاهده کرد. کولوسئوم، تجسمي است از استعداد روميان به تلفيق آسايش عمومي و خصوصي در بناهاي بزرگ خدماتي که مستلزم محصور سازي و طاق زني در فضاهاي بزرگ است. نماي بيروني کولوسئوم (تصوير 234) با دهها هلال و دهانه قوسي، از قطعه سنگها بريده شده چهارگوش ساخته شده است. اين سنگها، همچنان که در مورد معماري يوناني ديديم، با بستها و قيدهاي فلزي به يکديگر چفت شده اند و درزشان فاقد ملاط است. نماي آبله گون کنوني کولوسئوم (گويي با يک بمب ساچمه اي بزرگي منفجرش کرده اند) نتيجه آن است که در سده هاي ميانه، به دليل دشواريهاي موجود در به دست آوردن فلز، پستهاي فلزي ميان سنگها را يکي يکي با اهرم کنده اند. با کنده شدن بستهاي فلزي مزبور، ارتعاشهاي ناشي از رفت و آمد وسائل حمل و نقل جديد باعث جابه جا شدن سنگها شده و کل بنا در معرض سقوط قرار گرفته است. ارتفاع ديوارهاي بيروني 5/48 متر است و در هريک از طبقات سه گانه آن ترکيب ويژه اي ازهلالها و طاقهاي قوسي رومي با يکي از شيوه هاي تزييني يا ستون بندي يوناني به چشم مي خورد. اين ترکيب، که در آن يک هلالي در ميان دو ستون درگير يا مقيد و حامل يک تير افقي قرار گرفته، شيوه طاق زني رومي ناميده مي شود. اين شيوه در طاقهاي نصرت و ديگر بناهاي رومي ظاهر مي شود و پس از تجديد حيات در رنسانس ايتاليا، داراي تاريخي طولاني و برجسته در معماري کلاسيک شده است. در اين لحظه کافي است اشاره کنيم که اين بافت بيروني با آنکه هيچ نقشي در استخوان بندي ساختمان ندارد ولي از لحاظ زيبايي شناختي يعني يکپارچه کردن اجزاي نماي آن با تکرار آهنگين عمودي و افقي طاق ستون بندي شده، نقش مهمي دارد. با آنکه ترتيب در کنار هم قرار گرفتن شيوه هاي مزبور هيچ قرينه کارکردي در داخل کولوسئوم ندارد، قاعده عمل، دقيق است و از اصل توالي عمودي رومي براي ساختمانهاي چند طبقه پيروي مي کند: شيوه هاي دوريک – يونيک – کورنتي به ترتيب از پايين به بالا. اين توالي بر تناسبهاي شيوه هاي مزبور استوار است و چون شيوه دوريک سنگين ترين شيوه است، به همين علت از لحاظ بصري نيز تنها شيوه اي است که احتمالاً مي تواند سنگين ترين بار را تحمل کند. فورومهاي دوره امپراتوري به عنوان مظاهر پرشکوهي از آرمان امپراتوري، با کولوسئوم رقابت مي کردند. فورومها را تا آنجا که به عنوان مظاهر افتخار آميز قدرت امپراتوري برپا مي داشتند، به عنوان واحدهاي بنيادي اجتماعي در جهت خدمت مستقيم به مردم به ساخته شدن توجهي نمي شد. اين بناها، گواهي بودند بر «دينداري، قدرت، نيکبختي، بزرگواري و خوشبختي» امپراتوراني که از پي هم مي آمدند و آنها را مي ساختند. صفات بالا، غالباً بر کتيبه هاي دوره برگذاري جشنهاي پيروزي در فورمهاي نقش بسته اند. نقشه فورمها به عنوان واحدي يکپارچه تهيه نمي شد، بلکه هر فوروم به فوروم ديگر افزوده مي شد و وحدت آنها از خط ممتد محوريشان نتيجه مي شد (تصوير 235). بيشتر فورومها از چند حياط ستون بندي شده بزرگ با طرحي مناسب جاي دادن معبدي که به يکي از خدايان نگهدارنده ويژه امپراتور اهدا مي شد، تشکيل مي شدند. الزامات ناشي از بزرگي مقياس و چشم اندازهاي گسترده و بي مانع، گاهي به تغييرات پردامنه اي در محيطهاي اطراف فورومها مي انجاميد. ساختمان فوروم ترايانوس، تغيير مکان و تجديد بناي منطقه بازار و ايجاد تغييرات بسيار در دامنه يک تپه را الزامي مي کرد. از بناهاي مشرف به فوروم ترايانوس، با سيليکاي عظيم اولپيا متعلق به حدود 112 ميلادي بود (تصوير 236). اين باسيليکا که از نسل با سيليکاي پومپئي است. احتمالاً يگانه نوع ساختماني است که ويژگيهاي معماري روميان به چشمگيرترين وجه ممکن در آن ديده مي شود. باسيليکاي اولپيا ساختماني بزرگ بود و در موارد گوناگون مي توانست انبوهي از مردم را در خود جاي دهد: محل معاملات ارزي، دادگاهها، دفاتر تجاري، و ادارات دولتي بود و احتمالاً مرکزي براي خدمات شهري – مانند مراکز چند طبقه و بزرگ خدمات شهري امروز – بوده است. بعدها، مسيحيان، اين باسيليکا را موافق مقاصد دين مسيح تا حدودي تغيير دادند و ساختمان نمونه وار کليساي مسيحي را از دل به آوردند. نقشه باسيليکا مستطيل بود و دو يا چند مذبح نيم دايره داشت. در يکي از مذبحهاي باسيليکاي اولپيا زيارتگاه آزادي ساخته شده بود، بردگان را براي آزاد کردن به اين زيارتگاه مي آورند، مذبح بعدي احتمالاً به هنگام برگزاري جشنهاي مربوط به کيش پرستش امپراتور مورد استفاده قرار مي گرفته است. در ورودي در يکي از اضلاع طولي باسيليکا واقع شده بود ولي مسيحيان اين گونه جايگزيني براي در ورودي را تغيير دادند. عمارت باسيليکا بسيار پهناور بود – 130×42 متر؛ روشنايي لازم براي اين فضاي عظيم دروني از طريق رديف پنجره هاي زير گنبدي که با برپاداشتن صحن سقف چوبي بر فراز ستون بنديهاي راهروهاي جانبي ايجاد مي شدند، تأمين مي شد. در باسيليکاي اولپيا، مجدداً به علاقه ذاتي روميان به فضاهاي وسيع، پيوسته و بسته معماري براي تسهيل مراودات انساني برمي خوريم. در اينجا آنچه اهميت دارد فضاي دروني است و فضاي مزبور با آنکه ستون بندي شده است تأثيرش همانند تأثير مشاهده ستون بنديهاي بيروني معبد يوناني نيست بلکه همانند تأثير مشاهده يک معبد دورستوني يوناني است که وارونه شده باشد: اين فضا را بايد از درون تجربه کرد نه از بيرون. |





می گویند کسی که خود را بشناسد, همه مردم را شناخته است. اما من به شما می گویم,کسی که مردم را دوست بدارد, چیزی درباره خود خواهد فهمید.